منابع كتاب جراحي. مهمترين منابع او به قرار زير است: (آنها را به ترتيب تاريخ ذكر كردهام، اعداد داخل پرانتز مربوط به تعداد دفعات ذكرشده است): بقراط (7)، جالينوس (24)، رازي (3)، ابن سينا (29)، بنونتوس گراسوس (4)، روجروي سالرنويي (5)، رولاندوي پارمايي (10)، گيوم كونژني (4)، گيلبرت انگليسي (10)، هوگولينوي لوكايي (11)، تيودوريك بورگونيايي (5)، چهار استاد (13)، برونوي لونگوبورگويي (8)، لانفرانچي (17). مآخذ اصلي از لحاظ تعداد اشارات ابن سينا، جالينوس و لانفرانچي بوده است. جز ابن سينا و رازي، از هيچ نويسندهٴ عربي بيشاز يك بار نام نبرده است. پيداست كه بيشتر معلومات ايپرمان از طريق جراحان ايتاليايي بهدست آمده بود.
سنت كتاب جراحي. كتاب جراحي، عليٰرغم مزايايش شهرتي نيافت. تنها چهار نسخهٴ خطي از آن به دست ما رسيده، كه همه به فلاندري است. قديمترينشان (نسخهٴ بروكسل) تقريباً همزمان با موٴلف (1351) است؛ و سهتاي ديگر از سدهٴ پانزدهم. عجيب است كه هيچ نشانهاي از تأثير ايپرمان در آثار توماس سلينك، جراح فلاندري ديگر، كه اندكي پس از وي (1343) برآمد، ديده نميشود. تا زماني كه ژان كارولوس (1808 ـ 1863) پزشك آنتورپي يك بررسي از آن را در سال 1854 منتشر نكرده بود،
كتاب جراحي ايپرمان تقريباً ناشناس باقي ماند و هرگز مگر بهخاطر ارزش تاريخياش انتشار نيافت. (1863، 1912).
سـلينـك
توماس سلينك.1 جراح فلاندري.
در تيرلمونت (20 كيلومتري لوون) زاده شد و يا پرورش يافت؛ در برابان و ناموروا سفر كرد و يك بار تا ژنو رفت. در سال 1317 بهكار جراحي اشتغال داشت؛ مدتي در نامور كار ميكرد.
در سال 1343 تأليف كتابي دربارهٴ جراحي را به زبان فلاندري به انجام رساند، در چهارباب كه توصيفش چندان آسان نيست، زيرا فصول و ابواب آن ترتيب چندان روشني ندارد. بخش اول بيشتر راجع به جراحات مختلف است؛ بخش دوم دربارهٴ بقيهٴ جراحات، دملها، عوارض پوستي و ورم غدد؛ بخش سوم راجع به چشم، بيني، دندان، دهان، لوزه، گوش، مشكلات پوستي، شپشها، ناسورها (فيستولها)، سنگ كليه، گرفتگي عضلات و غيره است؛ بخش چهارم بيشتر به داروشناسي اختصاص دارد.
او از قريب بيست و چهار مرجع استناد و غالباً از بقراط، جالينوس و ابن سينا، سپس بهدفعات كمتري از رازي (5 بار)، ابوالقاسم زهراوي (7) و قسطنطين افريقي (6 بار) نام ميبرد.
از هموطن و معاصرش يان ايپرمان ذكري نكرده و احتمالاً او را نميشناخته است. نقاط اشتراك